83.شاید روزی بخشیده شوی ...!

با هم سوار به قایق خوشگل شدیم ...

هوا خوب بود و  ما می خواستیم از این دریاچه بگذریم و به مقصدمون برسیم..

راه افتادیم... گفتیم و شنیدیم ...

به دل هم نشستیم ... به هم لبخند زدیم ...

از خواسته هات گفتی ... گفتم بر آوردشون میکنم ...

تو راه رو نشون دادی... قول دادم همراهیت کنم ...

از مقصد گفتیم ... از روزهای خوب با هم بودن ...

گفتی لحظه ها رو میشمری تا منو به شهر عاشقا ببری ...

گفتی منتظر روزهایی هستی که همه جاهای قشنگو  نشونم بدی ...

آجر به آجر آینده مون را به تصویر کشیدیم ...

دلهره داشتیم اما به چشمای هم با مهربانی نگاه کردیم و به آینده با امید ...

تو بخش بزرگی از زندگی من میشدی و من الویت تو !

مناظر چشم نواز بودند و ما آهسته پارو میزدیم ...

اعتراف های عاشقانه کردیم...

من داشتم به حضورت عادت میکردم ...

.....................

.........

...

یه دفعه چند تا موج بزرگ اومد ...

فکر میکردم دستام رو میگیری...

فکر میکردم کنارت در امانم ...

بهم گفتی پیاده شم!

من مبهوت نگاهت کردم...

از قایقمون پیاده شدم..

هر چند میدونستی من شنا بلد نیستم...

به سختی خودم رو روی آب نگه داشتم...

آب سرد بود . قلبم داشت یخ می زد ...

گفتی میری...شاید  یه روزی بیای ...اگه بودم سوارم میکنی !!

گفتی شاید بخوای با دیگری به مقصد برسی !

من ناباورانه نگاهت میکردم !


رفتی!



                              هر آنچه بین ما بود ، سزاوار این چنین پایانی نبود...

                                               خوش باشی اما.... انصاف این نبود ...


هر روز می خوام به خودم بقبولونم که بخشیدمت اما .... راستشو بخوای، هنوز

نه....شاید ... روزی ....





/ 6 نظر / 21 بازدید
نازبانو

این اتفاق وقتی میافته که جانشین مناسبی براش پیدا شده باشه

payam

omidvaram bahane baraie neveshtanat chizi jiz shadi nabashe

Janeshin! khoet migi Janeshin yani jaye kase digeii nesheste! pas in hal e moshkel nist! bayad moragheb bood. bayad ghablesh ja azad beshe . in be nazar motmaen tar miad!

yeki

بخشیدنیه؟

پری سا

هستی عزیزم اون که یه روز تو سختی ها رهات میکنه مطمئن باش اگر هم برگرده موندنی نیست ...دوست داشتنی نیست ..مال تو نیست و یه روز دوباره تنهات میزاره ...امیدوارم اونی دستت رو بگیره که هیچ وقت رهاش نکنه

یعنی‌ به این شدت نامردی، یا فقط قصّه بود؟ اونوقت چرا بخشش؟ چرا آخه؟